پارت هفتاد و هشتم :

سکوت سنگین خانه، تنها با صدای برخورد قاشق کوچکم به لبه‌ی کاسه چینی شکسته می‌شود. پشت میز ناهارخوری چوبی نشسته‌ایم. ظرف روبه‌روی من پر از فرنی ولرم است؛ غذایی نرم و بی‌دردسر برای گلویی که هنوز از عبور لقمه‌های جامد وحشت دارد. روبه‌رویم، آراد با آرامشی غریب و حرکاتی خونسرد، مشغول خوردن بشقاب سبزیجات بخارپز و گیاهی‌اش است. هر تکه بروکلی را با دقت به چنگال می‌کشد و با متانتی که به طرز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Gianna

    0

    من فقط میتونم بگم از این آراد میترسم و مادرم را میخواهم😶 ولی خب اگه بخوایم منصفانه بگیم این شخصیته ترکیب اراد و داراعه و خودمونم دیدیم که دارا هم همچین سالمه سالم نبود رفتارش فقط اون پشت *** انجام میداد و آرام متوجه نمیشد این یکی نه.

    ۳ ساعت پیش
  • Gianna

    0

    البته خودمم دارا فنم ولی خب چیزی از تاکسیک بودن دارا کم نمیشه. تنها کسی که مظلوم دو عالم بود این آراد بدبخت بود هعی هعیی آراد عزیزم😭😭

    ۳ ساعت پیش
  • هاناکو

    1

    هدف آرام رو دوست دارم، آرام جان خوشحالم میکنی اگه دارا رو برگردونی..موفق باشی چون به آراد نمیخوره این اجازه رو بده. ولی جوری که یهو حس بقا پیدا کرده

    ۲۱ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    نگوو دارا، اصلا انگار یکی قلبم رو مچاله میکنهه

    ۲۱ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    سردرد بعد از گریه..هم یه حس خالی شدن داری هم سنگینی💔

    ۲۱ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    اون قسمت که میخواد پنجره رو باز کنه اما دستگیره ای نیست برای خودم هم ترسناک بود..قشنگ زندانه

    ۲۱ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    از دید آراد، مثلا داره به آرام کمک میکنه که راحتر بخوابه، بدون فکر یا هر چیز دیگه ای اما کم کم داره اعتماد آرام رو میشکنه. حالا درسته خوشم اومد از اونجا که سر آرام رو نوازش میکنه 😂 اما اگه بخواد به همین روال پیش بره اعتماد آرام رو کامل از دست میده

    ۲۱ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    یکی از دلایلی که با آراد جدید نمیتونم ارتباط بگیرم اینکه انگار دوست داشتن آرام براش از سر وظیفه اس.

    ۲۱ ساعت پیش
  • Negar

    0

    چی میشه جدی دارا برگرده؟ ولی نمیدونم میشه یه شخصیت ادغام شده رو دوباره تجزیه کرد یا نه. یکم غیرممکن بنظر میرسه

    ۲۳ ساعت پیش
  • Negar

    0

    دارا هرچی که بود آدم بود. این یارو شبیه رباته.

    ۲۳ ساعت پیش
  • Negar

    0

    اینکه داراد فقط به وجود اومده که عاشق آرام باشه خب واقعا قشنگه ولی مشکل اینجاست این دیگه عشق نیست. این تملک خالصه.

    ۲۳ ساعت پیش
  • آرزو

    0

    منم دلم برای دارا خیلی تنگ شده

    ۲ روز پیش
  • ترنم

    0

    اصلا حتی این نوازش ها و مراقبتاش حس خوبی بهم نمیدن،جو سنگینیه واقعا

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    جو سنگین رو قبول دارم👍🏻

    ۲ روز پیش
  • ....

    6

    من قابلیت دارم این آراد جدید رو بزنم بکشم

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    قابلیتش رو به منم میدی؟

    ۲ روز پیش
  • دریا

    12

    عرفان به دارا میگفت هیولا؛ولی جوری که آرام دلتنگ همون هیولا شده:))

    ۲ روز پیش
  • Mehila

    0

    چقدر قشنگ گفتی 🥺🥺💔

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    عنوان بهترین کامنت پارت ۷۸ نصیب شما شد.. تبریک میگم👏🏻✨️

    ۲ روز پیش
  • Yegane

    9

    این شخصیت صد برابر روانی تره چرا دارم منم ازش میترسم اقاا به ادم استرس وارد میکنه ارام جان مادر کمک خواستی برای دوباره برگردوندن دارا من در خدمتم دارا فرشته بودد در برابر اینن بچم قدرشو ندونستم😭 عالی مثل همیشه خسته نباشی

    ۳ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    فدات بشم بانو❤️

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️